صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
مقدمه 78
الشواهد الربوبية في المناهج السلوكية ( مقدمه فارسى وحواشي سبزوارى )
زمين ترقى نمود حكمت الهى در مشرق كامل گرديد . اما مرتبهء ابن رشد در عالم فلسفه . بدون شك ابن رشد مردى متذوّق و با - استعداد بود ولى بر خلاف تصور علماى غرب و برخى از دانشمندان عرب در فلسفهء مشّاء يعنى همان طريقهيى كه مدافع آن مىباشد راسخ و متضلّع نيست . ذوق ابن رشد ذوق فلسفي است و با همين قريحه دريافت كه غزالى منحرف و شيخ رئيس غير منحرف است ولى براي يكنفر فيلسوف همين اندازه از مايه كافى نيست . ابن رشد در برخى از مشكلات علمى اشتباهات عجيب و غريبى مرتكب شده است و كلمات ناصواب و نادرست زياد دارد و در بيان تحقيق برخى از مسائل به كلى از معركه خارج و وادى ديگرى را مىپيمايد ، خطابيات را جانشين برهانيات نموده است . ما در اين مقدمه بتحليل عقايد و نقد أفكار ابن رشد وارد نميشويم . ابن رشد بواسطهء عدم احاطه بر أفكار فلاسفهء اشراق و عدم تسلط بر أفكار افلاطونيان جديد و قديم فارابى را كه در مباحث عقلي متمايل بذوقيات و عرفانيات است تخطئه مينمايد و أو را متكلم معرفى مينمايد با آنكه شيخ رئيس فقط از أرسطو و فارابى تجليل مىكند و أو را از جمله كسانى كه در قول به جزاف سخن نگفته است ياد مىكند . ولى اين مسلم است كه اگر يكنفر وارد بمبانى و اسلوب و سبك فلسفهء مشّاء باشد و بين ابن رشد كه دفاع از شيخ در مقابل غزالى نموده است و بين خواجه كه أو نيز مقرّر و محرّر كلام شيخ است بخواهد مقايسه نمايد متحير خواهد شد ، خواجه هرچه در ادراكات مستقيم است ابن رشد ناموزون جلوه مينمايد اينها اموريست كه يكنفر نقّاد شفا كه بضرس قاطع فلسفهء اسلامى را بابن رشد ختم مينمايد بايد وارد باشد . ما از كسانى كه غزالى را در عداد فلاسفهء اسلامى چون فارابى و ابن سينا